امروز که رفتم مدرسه، ماسک نزده بودم. من تووی مدرسه ماسکم رو خیلی خیلی کم در میارم؛

با انیس و شکوه [از بچه‌های یازده ریاضی] بودیم که دیدم یکی از بچه‌های مدرسه که نه می‌دونم کلاس چندمه و نه تا به حال حتی یک بار هم دیده بودمش تا قبل از امروز، اومد گفت تو فلانی‌ای؟ [اسم و فامیلم] خندیدم گفتم آره. تو ذهنم درست نمونده ولی فکرکنم گفت بدون ماسک ندیده بودمت تا حالا، گفتم عه مگه من رو کجا دیدی؟ حرف توو حرف اومد و نشد پاسخم رو بده و منم دیگه یادم رفت اصلن.. جالب بود برام، واقعن هیچ ایده‌ای ندارم که یه سال بالایی برای چی باید من رو بشناسه و اسم و فامیلم رو هم بدونه🚶🏻‍♀️

باز با انیس و شکوه بودیم که یهو دیدم آیدا یکی از بچه‌های دهم تجربی که مودمون تقریبن به هم می‌خوره اومد. از دور با صدای بلند گفتم بهههه سلام علیکممم:))) اونم با صدای بلنددد گفت عههه تو هم اینجایی؟؟ پرانتز باز کنم که من به بلندگوی ده ریاضی معروفم و اونم به بلندگوی ده تجربی و یه مدرسه از دست صدای بلندمون عاصی‌ان:]

فیلم‌بردار هم اومد و ویدئو رو ریکورد کردیم و تموم که شد یه دفعه بهمون گفت داشتید اشکم رو در می‌آوردیدهااا :)))