مادرجون چشمش رو عمل کرد و خداروشکر عملش موفق بود.

شب هم با دایی‌علی و اسرا ویدئوکال کردیم و یکی از مثبت‌ترین نقاط امروز همین بود. :))) خیلی خندیدیم و گاهی به این فکر می‌کردم که پسر! من واقعن نمی‌دونم اگه این خانواده رو نداشتم چطور باید زنده می‌موندم..