داشتم با خودم می‌گفتم که ای کاش این روزها سریع‌تر بگذره و خرداد تموم بشه. ولی بعدش گفتم فرض کنم تموم شد، بعدش چی؟ توفیر چندانی نداره واقعا. بهتره ذهنم رو از روی "امتحان نهایی" سوق بدم به سمت "امتحان" و اون کلمه نهایی رو حذف کنم تا تشویش ذهنم کمتر بشه.

واقعا امتحان امتحانه دیگه، چه فرقی داره؟

+تکلیف روابطم با آدم‌ها هم نامعلومه. فعلا کنج عزلت گزیدم تا ببینم چه خواهد شد و به کجا خواهم رسید..

++دلم خیلی خیلی زیاد سریال دیدن و کتاب خوندن می‌خواد. سریال‌هایی تو حال و هوای استرنجرثینگز و صد و کتاب‌هایی تو حال و هوای جوینده و هری پاتر. خیلی خیلی سخت گیر میارم فیلم و کتابی که روحم رو اونقدر بتونه لمس کنه که در آغوشم بگیره. این چهارتایی که گفتم ولی همین کار رو کردن‌. :))

++فردا امتحان آمار و حسابان دارم و پس‌فردا هم زمین دارم.