بارون بندر
دستات و میگیرم و کنار نخلها
لب کارون میشینیم و باز ابرها
میبارن رو چشمهای تشنهات
قشنگ میشه باز
آسمون اهواز
میبوسمت وقتی که نیست حواست
میبوسمت تو قلعه سلاسل
میبری منو تو باز خرمشهر و
جای مین در اومده از تو زمین شقایق..
میبوسمت با لبهای تشنه
میگیرمت با دستهای سردم
پابرهنه روی ماسه میرقصیم
بارون گرفته باز توی بندر..
میبوسمت به ساعت محلی
به وقت غروب گرم خرمشهر
ترک خورده لبهای خشک و تشنهام
پس میبوسمت از اعماق قلبم..
+یهو پلی شد.
+ [ جمعه ۱۴۰۳/۰۴/۰۱ ] [ 3:54 PM ] [ ستاره ]
|
@ghoghnous3