قلمچی برام تجلی‌گر شکسته. فقط و فقط شکست. شکست مطلق.

انگار هر دو هفته یکبار میاد یه سیلی می‌زنه بهت و می‌گه آهااا! دیدی هیچی نیستی؟ دیدی سر آزمون چه‌قدر عملکردت مزخرف می‌شه؟ دیدی تو نمی‌تونی؟

خسته شدم اما روزهای سخت‌تر از این گذشته. پس اینم می‌گذره.