یه مقدار برنامه شبه نهایی و آزمونهای خیلی سبز و از اون طرف کلاسام با هم قاطی شدن. بعد از یک روز و نیم تلاش برای برنامه ریزی و کاغذ و گوشی به دست بودن، فقط تاریخ امتحانا و کلاسها رو "خرکی پیش می ریم"گویان زدم به دیوار و تمام!

واقعا یه جاهایی دیگه برنامه ریزی جواب نمی ده. دروغ چرا یکم برای نهاییها استرس دارم و فاقد هرگونه حس دیگه ای هستم. مثلا قبلا فکر می کردم این موقع ها خیلی دلتنگ مدرسه و مشتقاتش و ناراحت از بابت تموم شدنش باشم، ولی خب نه. نیستم. چی بگم والا.

آها مادرجون هم داره میاد پیشم و خوشحالم.

پ.ن: بعد از مدتی مدید با لپتاپ اومدم بلاگفا و همچنان مثل گذشته در فقدان نیم فاصله غمگینم.