یازده_در انتهای این طناب نور تویی و تویی و تو
From Asteria, unto my dear Lord M
لرد ام عزیز من!
یقین دارم که نور، چون طنابی نامرئی به دور ما پیچیده. ما میچرخیم و میگردیم و میتابیم و میخوانیم، ما سرگردان و حیران در این هزارتوی زندگی روزها را طی میکنیم و در نهایت این طناب نامرئی کوتاه و کوتاه و کوتاهتر میشود. کوتاه میشود تا آنجا که تصویر چشمانم را در سیاه چشمانت ببینم. انتهای این هزارتو ما در انتظار همدیگریم، چرا که نور میان من و توست. و نور، جاوید راهنمای عاشقان کوهستان است.
امید که در این جهان
و تمام جهانهای دیگر
تو را به ازای هر یک زندگی
هزار بار بیابم و ببویم و ببوسم و ببینم.
+ [ جمعه ۱۴۰۴/۱۲/۰۱ ] [ 11:5 PM ] [ ستاره ]
|
@ghoghnous3