سال هزار و چهارصد چندباری برای خودم ویس گرفته بودم و صحبت کرده بودم. خیلی رندوم و روزمره و آنی. فراموششون کرده بودم الان اتفاقی یکی‌شون رو گوش دادم. چه دنیایی داشتم. چه‌قدر انسان مفیدتری بودم. انگار اون زمان یه کلید داشتم برای خوشبختی که الان‌ گمش کردم و هر چه‌قدر فکر می‌کنم نمی‌فهمم کجا رهاش کردم و کجا انداختمش.