امروز رفتم یوتوب. کل اکسپلورم شده بود پست‌های رمدان کریم بلاگرهای خارجکی. :))))))

+طی یک سلسله افکار که جای باز کردنش اینجا نیست به این نتیجه رسیدم که واقعا جدی‌ترین بحران تقابل سنت و مدرنیته توی ایران وجود داره. اصلا یک وضع داغونی داریم واقعا. دقیقا برعکس کشوری مثل ژاپن. هیچوقت به فرهنگ ژاپن و چین و اینا علاقه‌ای نداشتم اما الان به شدت برام سوال شده که چطور تونستن بین سنت و مدرنیته تعادل برقرار کنن که حالت اگزجره و زننده هم نداشته باشه؟ توی تک تک فناوری‌ها و تکنولوژی‌‌هاشون یک نمادی از گذشته‌شون هست اما نمادهاشون حالت زننده نداره و شعاری نیست. توی بطن زندگی‌شون نفوذ کرده. حتی افسانه‌ها و عقاید و باورهای قدیمی‌شون حتی اگر با عقل انسان امروز سازگاری نداشته باشه به عنوان یک هویت که باید حفظ بشه پذیرفته شده. چی شد که ایران اینجوری شد؟ اینها چیزی جز عقب ماندگی فرهنگی نیست. هرچی هم که الان داریم تکه پاره‌های فرهنگ گذشته‌ست که به ما رسیده و تا حدی متمدن‌مون کرده.

یک چیزی این وسط گم شده. یک چیزی این وسط هست که این مردم رو از اون سطح رسونده به اینجا که امروز انقدر در عام مردم کمبود سواد فرهنگی و اجتماعی داریم.

یک چیزی که به ذهنم رسید اینه که شاید اون تکه پازل گمشده یک واحد نباشه. یک سلسله اتفاقات در طی سالها گذر زمان باشه که کم کم باعث شده تقریبا هیچ چیز، هیچ چیز از اخلاقیات مردم گذشته جز یک ویژگی ارثیِ پرورش نیافته در ما باقی نمونه. سلسله اتفاقاتی مثل حمله‌ی مقدونی‌ و مغول و اعراب و غیره. هریک از اینها برای نابودی تمام و کمال یک ملت کافیه. حالا ایران با هرکدوم از اینها نه تنها نابود نشده، بلکه در لبه‌ی پرتگاه مرگ دوباره به زندگی برگشته و حتی مهاجمینش رو هم تربیت کرده. طبیعیه که این وسط یک سری چیزها واقعا از بین برن و از لبه‌ی اون پرتگاه به کام مرگ فرو رفته باشن.

دقیقا همینه... به همین علته که بزرگترین بحران سنت و مدرنیته توی ایران وجود داره. مردم ایران فرهنگشون ناقصه. درواقع بخش ذاتی و ارثی فرهنگ رو در خودشون دارن اما بخش اکتسابی فرهنگ رو نتونستن کسب کنن چون آموزش‌های مربوط به اون ویژگی‌های درونی در طی گذر سالیان دراز از بین رفتن. انگار که مثلا یک وسیله‌ای رو داشته باشی اما دفترچه‌ی راهنماش رو گم کنی و ندونی که چطور باید ازش استفاده کنی. فرهنگ ایرانی‌ها دقیقا به همین شکل ناقص شده.

حالا توی دوران معاصر این ایرانی‌هایی که جای خالی بخش اکتسابی فرهنگ رو حس کردن تلاش کردن با فرهنگ‌های جوامع دیگه مثل همین فرهنگ اسلام این جای خالی رو پر کنن که این خودش به نوعی یک سنت و مدرنیته‌ی دیگه ساخته. [اگر بشه اینجا اسلام رو از لحاظ تاریخ پیدایش عقیده یک مدرنیته در نظر گرفت.]

واسه‌ی همینه که جامعه‌ی امروزی ایران انقدر لایه لایه شده. چجوری باید درستش کرد؟ نمی‌دونم. واقعا بحران جدی و بزرگیه!