از پریود و این روتین تکراری‌ِ درد زیاد و متوقف شدن زندگی و استامینوفن و التماس کردن به خودم واسه اینکه خوابم ببره تا درد رو کمتر حس کنم خسته‌ام. خ س ت ه.

+برگه‌های امتحانی شاگردهای مامانم خیلی باحالن. :)) داشت برگه‌های فارسی‌شون رو تصحیح می‌کرد رفتم پیشش چندتا از برگه‌ها رو برداشتم یه نگاه انداختم انقدر خندیدم بهشون که حد نداره. :)) مثلا یه جا پاسخ یه جاخالی می‌شد دهخدا. حالا اون مهندس چی نوشته باشه خوبه؟ درود، کدخدا. :))))))))))))

+ولی واقعا این فضای مجازی فارسی این بچه‌ها رو نابود کرده به طور کلی. اصلا نمی‌تونن دو تا جمله کنار هم ردیف کنن! مامانم همون اول که دید وضعیتشون اینجوریه خیلی روی بندنویسی و انشانویسی‌هاشون کار کرد. اون دسته‌شون که کمتر توی اینستاگرام و اینا فعالن واضحاً پیشرفت داشتن اما اون دسته‌شون که بلاگرن( ! :)) ) تغییر زیادی نداشتن و هنوز جملاتشون یا پس و پیشه یا ناقص.